آسیای میانه در آستانه بحران منطقه ای

به گزارش مجله سرگرمی و تفریحی، سرمایه گذاری چین در آسیای میانه باعث نگرانی روسیه و تقابل میان این دو قدرت بزرگ شده است.

آسیای میانه در آستانه بحران منطقه ای

با تور عمان از سفری عالی برای کسب آرامش لذت ببرید و با شهرهای زیبای صلاله و مسقط آشنا شوید.

به گزارش گروه بین الملل مجله سرگرمی و تفریحی به نقل از روزنامه بلاروس سیودینا، آشوب ها و خفقان در قزاقستان، تغییر قانون اساسی در تاجیکستان و اظهارات مقامات قرقیزی مبنی بر اقدامات قانونی برای پیشگیری از کودتای دولتی تنها بخشی از رویدادهای مهم منطقه آسیای میانه در ماه های اخیر است.

همه رویدادهای گفته شده نه تنها ویژگی ملی و نقطه ای را نشان میدهد بلکه فرایندهای منطقه ای را نیز نشان میدهد.جالب تر از همه اینکه این اتفاق ها در آستانه برگزاری نشست سران سازمان همکاری شانگهای در روزهای 23- 24ژوئن در حال رخ دادن است .بلاروس نیز برای اولین بار به عنوان ناظر حضور پیدا می نماید.

تمام این رویدادها در سطحی معین مرتبط است با رقابت دو قدرت منطقه ای، چین و روسیه.کلاف سردرگم قومی، قبیله ای، مذهبی، مالی، سیاسی، منابع آب و انرژی و غیره در منطقه به حدی رسیده است که می توان بسیار زیاد از آن سخن گفت.

البته که درآینده نزدیک مجبور می شویم بیشتر در خصوص مسائل و اختلافات این منطقه صحبت کنیم، اما ماشه شلیک همه بحران های بزرگ امنیتی در منطقه بسته به سیاست های بین المللی است.

یک حقیقت ساده در متن همه رویدادهای منطقه آسیای میانه وجود دارد و آن اینکه، پس از خروج نظامیان آمریکایی و ناتو از افغانستان جدی ترین نگرانی مسکو توسعه طلبی مالی و سیاسی جمهوری خلق چین در منطقه می باشد.

چین تا به امروز در آسیای میانه سرمایه گذاری زیادی نموده است و دارایی های راهبردی در منطقه ایجاد نموده است که عمده این دارایی ها در زمینه منابع هستند. چین پس از اعلام ابتکار پروژه بزرگ خود به نام کمربند مالی جاده ابریشم به آسیای میانه همانند یکی از جهات مهم و دارای اولویت سیاست خارجی خود نگاه می نماید.

مساله امنیت منطقه در روینمودهای پکن از مدتها قبل وجود داشته است. این رویکرد امنیتی چین نسبت به منطقه مرتبط است با منطقه خودمختار و مشکل دار سنسیان اویگئور که جمعیتی بالغ بر 10 میلیون مسلمان سنی درآنجا زندگی می نماید.

این منطقه که فعلا جز جدا نشدنی چین است این کشور را با آسیای میانه هم مرز میکند. به همین علت اوضاع در مناطق مرزی چین تا حد زیادی بستگی به اوضاع در جمهوری های سابق شوروی در مرز با چین دارد. علاوه بر آن پس از ایجاد زیرساخت های قوی انرژی و شروع بکار پروژه کمربند مالی جاده ابریشم، مساله امنیت در آسیای میانه برای چین چندین برابر مهمتر می گردد.

حساسیت چین نسبت به اوضاع افغانستان بسیار بیشتر شده است، چراکه به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم افغانستان تاثیر زیادی بر اوضاع منطقه آسیای میانه می گذارد. زمانی مساله حساس تر شد که ازبکستان از آنالیز مساله ایجاد منطقه آزاد تجاری با چین در چهارچوب سازمان همکاریهای شانگهای سر باز زد.

این اقدام سیاسی ازبکستان با تایید و خوشنودی مسکو همراه بود و نخبگان مسایل راهبردی چین را مجبور کرد تا به دنبال دور زدن این منطقه از سمت جنوب باشد.در جهت جنوب پروژه کمربند مالی جاده ابریشم به خاک کشورهای تاجیسکتان و افغانستان و ایران بر میخورد.

اگرچه چین از ابتدا بر روی این کشورها حساب نمیکرد، پس از آنکه در راه شمال به مشکل بر خورد مجبور شد تا از فرایند با ثبات سازی افغانستان حمایت های خود را شروع کند. دقیقا این اتفاق یکی از علت های فعالتر شدن دیپلماسی چین در ماه های اخیر است.

می توان صریح گفت که منافع چین دقیقا مقابل منافع روسیه نهاده شده اند .پس از خروج نیروهای نظامی آمریکا، روسیه علاقمندی خود را به حل مسائل افغانستان از دست داد و هم اکنون روسیه روابط جداگانه و پنهانی برقرار نموده است که موجب نارضایتی شدید کابل نیز شده است.

علاوه بر آن مسکو نیز با بعضی اشخاص معروف در دولت متحد ملی افغانستان نظیر عبدل رشید دوستم و حتی با گروهی از افراد دولت حامد کرزای رابطه دارد.مسکو نیز روابط خود را با پاکستان تقویت و روابط اطلاعاتی ویژه ای با این کشور برقرار نموده است.

به جرات میتوان گفت که روسیه هیچ علاقه ای ندارد که دولت وحدت ملی افغانستان پیروز میدان گردد و افغانستان را به ثبات برساند. با در نظر داشتن این واقعیت که کابل رسما خود را متحد آمریکا میداند، روسیه با حمایت از حامد کرزای و طالبان خواستار شکست دولت وحدت ملی است.

روسیه در کنار این رفتار ها در جنوب آسیای میانه، به دنبال پیشبرد اهداف خود در کشورهای پساشوروی منطقه نیز می باشد. مسکو از رشد واقعی و مجازی تهدیدات تروریستی در خاک افغانستان برای توسعه نقش منطقه ای خود نیز سواستفاده می نماید.

دیپلمات های روسیه مدت ها است که از این فضا به نفع خود استفاده میکنند و دایما به خبری در رسانه ها دامن میزنند، تهدید امنیت منطقه ای از طرف داعش در استان خراسان.شاید به همین دلیل هم هست که مواضع مسکو نسبت به طالبان بهتر شده است و حتی در بعضی موارد از انها حمایت میکنند.

مشکل آنجاست که روسیه به صورت سنتی با به راه انداختن بازی میخواهد به وسیله همکاری در زمینه امنیت بر منطقه تسلط پیدا کند. این بازی روسیه در سال 2016با مسائلی نیز روبه رو شد.

در ماه های فوریه الی مارس سال 2016 به ابتکار چین مذاکراتی برگزار گردید و با پیروزیت به خاتمه رسید. چین اتحادیه منطقه ای ضد تروریستی با حضور تاجیکستان، افغانستان و پاکستان راه انداخت. این همبستگی و اتحاد میان چین، تاجیکستان، افغانستان و پاکستان عملا سازوکارهای سازمان پیمان امنیت دسته جمعی را زیرپا گذاشته است. این نشان می دهد پکن اظهارات مسکو را در خصوص تهدیدات تروریستی در منطقه صادقانه میداند و به آن بیشتر شبیه به یک سیاست مبهم روسیه نگاه میکند.

چنین برداشتی از سوی پکن دلایل محکمی نیز دارد، روابط خاص روسیه با طالبان و همکاری تناقض آمیز روسیه با اویغور ها در پاکستان و افغانستان و حتی سوریه همگی از زمینه های درک چین از اوضاع خاص است.

ابتکار چین مسکو را در شرایط بشدت بدی قرار داده است.از طرفی روسیه نمیتواند هیچ مدل همکاری جدی، بزرگ و سازنده ای -همانند جاده ابریشم چین- به بازیگران منطقه ای پیشنهاد دهد، چراکه نه قصدش را دارد و نه توان و منابعش را.

از سوی دیگر ترساندن کشورهای آسیای میانه با تهدیدات تروریستی تا کنون نتوانسته کشورها را به جدایی از چین راضی کند. چین اتحادیه اروپا نیست و مسایل امنیتی را کاملا در کنترل خود نگه میدارد و نگرانی های شرکای خود را همواره مد نظر قرار می دهد.

در این اوضاع مسکو راه های زیادی برای پیشبرد اولویت های خود در آسیای میانه ندارد.تنها راه مورد دسترس، ایجاد بی ثباتی و نا امنی در کشورهای منطقه و از این طریق مجبور کردن شرکا به فاصله دریافت از چین می باشد.

تصادفی نیست که مسکو در آسیای میانه و حتی منطقه قفقاز نگاه جدی به تعهدات خود در چهارچوب سازمان پیمان امنیت دسته جمعی ندارد و ارزش این پیمان تا حد زیادی کاهش پیدا نموده است. مسکو رسما گسترش همکاریهای همه جانبه با ازبکستان اعلام میکند و توجه زیادی به دولت های هوادار چین اما متحد روسیه، همانند قرقیزستان و تاجیکستان ندارد.

همه قدرت ها در منطقه این آرایش سیاسی را می دانند و درست به همین علت درحال آماده شدن برای بدترین حالت ممکن است. هرکس این بدترین را به نوعی دریافت خواهد نمود. به عنوان مثال، رهبر قزاقستان به مسکو رفت و در جشن 9 می شرکت کرد و همزمان کوشش کرد که حمایت همه جانبه روسیه را بدست آورد.

امکان دارد که این آرزو برای او تا حدی محقق شده باشد، چراکه تظاهرات اخیر را با همکاری روس ها با چند بازداشتی به خاتمه رسید. اما حقیقت این است که قزاقستان برای بدست آوردن حمایت همه جانبه از سوی روسیه باید هزینه بپردازد و این هزینه چیزی نیست جز فاصله دریافت از چین، این رفتار کنونی قزاقستان مورد رضایت همه قشرها نیست و میتواند در آینده میان مدت پیامدهای منفی داشته باشد.

شاید هم نورسلطان در جایی از پیشبرد سیاست های خود پیروز نبوده است، انوقت او باید منتظر پیامدهای بسیار سنگین تری باشد. آینده نشان می دهد که نورسلطان در این روزها چه نموده است.

یک واقعیت دیگر نیز وجود دارد، به هر طریقی که بحران های قزاقستان و قرقیزستان وتاجیکستان حل شوند و یا تشدید یابند، حضور روسیه مهم است.در تاجیکستان و قرقیزستان روسیه پایگاه های نظامی مستقر نموده است و برای چین زیرساخت ها در این کشورها اهمیت دارد. دقیقا در این دو کشور اختلافات روسیه و چین زیاد است و خطر ایجاد بی ثباتی و ناامنی نیز در نهایت خود نهاده شده است.

تنها عامل امیدوار کننده این است که رهبران تاجیکستان و قرقیزستان اوضاع پیش آمده را به خوبی می فهمند و برنامه خود را برای مقابله با بحران ها دارند. روشی که رهبر ترکمنستان نیز در پیش گرفته و سیاست های منطقه ای را خود اجرا میکند.این کشور در سال 2015 مورد حملات نیروهای افراطی افغانستانی نهاده شد و عمده حملات سوی طالبان بود.

سوالی مطرح می گردد که پس آمریکا چکار می نماید؟ در یک نگاه بزرگتر و کلی آمریکا کار زیادی انجام نمی دهد. آمریکا میخواهد افغانستان را به ثبات برساند و حرکت نظامی خود را در این کشور به خاتمه ببرد. دقیقا به همین علت آمریکایی ها در هفته های اخیر رئیس شورای کویته طالبان، ملا اختر منصور را بمباران کردند. طبق اطلاعات اعلام شده او فردی بوده است که در تماس کامل با نیروهای اطلاعاتی پاکستان بوده و نقش مخربی را در فرایند مذاکرات صلح بین دولت افغانستان و طالبان ایفا می نموده است.

آمریکا علاقه مند به حفظ فضای مانور برای دولت های پساشوروی آسیای میانه است و به همین علت آمریکایی ها در این منطقه بیشتر هوادار چین و هند و ایران هستند تا روسیه.

آمریکایی ها قصد دخالت مستقیم در منطقه را ندارند. البته این رفتار فعلی نمی تواند تضمینی باشد که در صورت تشدید بحران ها، درگیر منطقه نشوند، همانند مساله اوکراین. در فرایند آماده شدن برای رویارویی با سناریوهای منطقه ای آمریکایی ها در آینده باید انتظار کار حرفه ای، با تفکر و پیروز را داشت.

منبع: تسنیم
انتشار: 20 اسفند 1398 بروزرسانی: 5 اردیبهشت 1399 گردآورنده: teroll.ir شناسه مطلب: 818

به "آسیای میانه در آستانه بحران منطقه ای" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "آسیای میانه در آستانه بحران منطقه ای"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید